کسی حق ندارد تن گاردلیا را زخمی کند ... هیچ کس ... حتا دکترش ... حتا هرکسی از هر با هر تخصصی که دارد ... هیچ کس حتا کسی حق ندارد روی تن گاردلیا را خراشی/ زخمی که چه عرض کنم ... گلوله ها را یکی یکی پشت سرهم چیدم توی خشاب ... حالا ... زیگ زاوور پی دویست و بیست و شش مشکی سوئیسی هم قانع شده ... همه فهمیده اند به زودی ... می فهمند ... هیچ کس به هیچ تحت هیچ عنوان حق ندارد ... نمی تواند روی تن گاردلیای من را زخمی/خراشی حالا به هر علتی/ هر دلیلی/ هر بهانه ای/ هر مرهمی/ هر دوایی/ هر درمانی/ هر دردی/ هر تشخیصی ... هشت گلوله برای تقسیم عادلانه میان/بین چهار نفر ... از یک پرستار و دو دستیار و یک پزشک علفی ... هیچ کس حق ندارد ... هیچ کس نمی تواند ... گاردلیای فدرس را زخمی کند ...