یک دست از رگ ... باز ... زندگی/ همه ی عمرم را به دوش گرفت ... گلویش را گرفتم و فشار فشار فشار ... تمام شد ... جوهر اختاپوس پاشید به صورتم ... تو در می زنی و گریه ... امان از من ... امید ... برید ... یک دست بزرگ اسکناس ... به دلار ... گرفتم بالای سر و شاباش ... شاباش ... شاباش ... تف به زندگی ... همین چند وقت پیش گفتم ... جدی نمی گیری ... گفتم ... گیر یک کتابم ... یک نیمچه نیچه ... دارم می خندم ... به تو ... به وسط جمعیت ... به بنابر گزارش دختری که زیر گوشم هواشناسی می کند ... به زبان داغ اش ... می رقصم ... تف به زندگی ... آب را تا آخر باز می کنم و یک ... یعنی وان ... حالا ... چند روز است به ساحل موج می زنم ... دو ... سه ... چا ... ها... ر ...
+ نوشته شده در سه شنبه دوم آذر ۱۳۹۵ ساعت 12:49 توسط فدرس و گاردلیا
|