حرفیه ؟؟؟
زد و بند کردیم من و گاردلیا ... با هم ریختیم روی هم ... چه عاشقانه هایی که نمی کردیم ... همه اش فاسق بازی بود ... عشق بازی بود ... تف می کردیم توی صورت هرچه نامرد ... تف می کردیم توی صورت هرچه روزگار ... تف می کردیم با هم توی صورت هرچی همه ی تف های اهل عالم و آدم ... هی تف کردیم ... تف می کردیم ... چه خنده ها که نمی کردیم ... چه دلدادگی ها که نمی کردیم ... چه سیگارهایی که با هم هی پشت هم هی پشت هم و چه شراب هایی که با هم هی روی هم هی روی هم ... زد و بند کرده بودیم من و گاردلیا ... زد و بند ... می فهمید ؟؟؟ زد و بند ... حرف های زشتی در گوش هم می گفتیم که به گوش سنگ هم می رسید آب میشد از بس که دلش می خواست ... کارهای زشتی می کردیم که خورشید هم دلش می خواست بکند با ماه ... ما غلط های زیادی هم خیلی زیاد با هم کرده ایم راستش را بخواهید ... خیلی زیاد ... تقریبن هر غلطی که دلمان خواست کردیم ... از گرگم به هوا بگیر تا ... حالش را هم بردیم ... حرفیه ؟؟؟